معرفی کتاب کتابخانه عجیب

اثر هاروکی موراکامی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: بهرنگ رجبی-ادبیات ژاپن

From internationally acclaimed author Haruki Murakami—a fantastical illustrated short novel about a boy imprisoned in a nightmarish library.
 
Opening the flaps on this unique little book, readers will find themselves immersed in the strange world of best-selling Haruki Murakamis wild imagination. The story of a lonely boy, a mysterious girl, and a tormented sheep man plotting their escape from a nightmarish library, the book is like nothing else Murakami has written. Designed by Chip Kidd and fully illustrated, in full color, throughout, this small format, 96 page volume is a treat for book lovers of all ages.


خرید کتاب کتابخانه عجیب
جستجوی کتاب کتابخانه عجیب در گودریدز

معرفی کتاب کتابخانه عجیب از نگاه کاربران
کتاب خیلی کوتاه بود و نقاشیای توشم بی نهایت جالب بودن. موضوعش هیجان انگیز بود و خیلی داشت خوب پیش می رفت اما یهو سقوط کرد و هیچ توضیحی م نداد و اصلا هیچی به هیچی. با این وجود سرگرم شدم. نمی تونم بگم که وقتم هدر رفت

مشاهده لینک اصلی
در حال حاضر، تنها چیزی که می تونم درمورد این کتاب بگم اینه که خیلی کوتاه بود... زیادی کوتاه بود...به خاطر ضخامت برگه ها، به نظر میاد باید بیشتر باشه... ولی فقط 92 صفحه است... و نصف بیشترش هم تصویره...
احساس میکنم این کتاب باید یه ادا مه ای... چیزی داشته باشه...
انقدر کوتاه بود که حتی نمیدونم چه حسی بهش داشته باشم... و به خاطر فضاش... احساس میکنم فقط سردرگمم کرد...
تصورم اینه این کتاب به درد آدمایی میخوره که موراکامی رو بهتر از من میشناسن...تجربه من چند تا داستان کوتاه و یه کتاب نه چندان طولانیه...
به خودم اجازه نمیدم، فعلا این کتاب رو قضاوت کنم... باشه برای بعد...

مشاهده لینک اصلی
این زمان (بر خلاف آخرین)، صبح هنگام خوردن موز، تماس تلفنی وارد شد. شکاف های کریسمس تمام شد، شریک من در کار بود و من هنوز یک ماه قبل از مجبور بودم دوباره تدریس کنم. @ Happy New Year Brendon @، صدای مشخصی به دست آمد. @ و شما ماریو @، من پاسخ دادم. @ او برندون، شما به یاد داشته باشید. من ماریکو هستم این بدان معنی است که کودک از جنگلMoriko من حتی کتابخانه عجیب و غریب را از پوشش پلاستیکی او هنوز گرفته شده است. مهارت های تحقیقاتی شما هنوز هم خوب است، اما زمان بندی شما به نظر می رسد کمی خاموش @ من به شیوه ای دوستانه فریب دادم. @ برندون، من کاملا از این واقعیت آگاه هستم. هنوز قرن قرن را ندیده اید اما شما نزدیک به پایان است و من می خواستم پیشنهاد شما را ارائه کنم. من می خواهم که شما به آزمایشگاه ما بیایید و رمان جدید موراکامی را در ابزار جدید خود بخوانید. پزشکان ساتو و کاتو برای آماده شدن آماده اند. و ما برای مدت زمان شما جریمه می شود. @ من کمی تردید کردم. پس از همه چه ابزار یک شرکت تحقیق بازاریابی می شود؟ احساس مکث من Moriko اضافه شده: @ برای علوم @. لعنت، او می داند چگونه به من بازی کند و علاوه بر این، مادرم من را مورد احترام قرار داد. موریو به من آدرس در شهر داد و از من خواست تا روز بعد در ساعت 9 صبح آنجا بمانم. روز بعد به زودی برای سفر به قطار به شهر رفتم. این اتفاق غیرمعمول کاملا در قطار بود، فقط تعداد کمی از مردم به هم زدن یا با هدفون های خود انجام دادند. حدس می زنم که تعداد زیادی از مردم در تعطیلات طولانی مدت هستند. وقتی قطار وارد شدم، من خودم را به سوی آدرسی که Moriko به من داده بود را پیدا کردم که در گوشه ای از Kinokuniya بود. این یک ساختمان مدرن بی نظیر بود و یک فضای پر از سنگ مرمر بود. من راه خود را به آسانسور هدایت کردم، کفش هایم را به شکل قابل توجهی کشف کردم. من دکمه را برای طبقه چهارم فشار دادم و منتظر صبر و حوصله بودم. درها به طور مستقیم به یک منطقه پذیرش باز شد. این بژ بود و نشانه ای وجود نداشت. من پارانویو بودم که جای اشتباه داشتم. اما پس از آن زن در پذیرش نگاه کرد و من می دانستم که من در جای درست بود. @ Brendon. لذت بردن از این است که در نهایت با شما ملاقات داشته باشید. @ ماریکو یک کلاه نارنجی کوچک داشت و در سمت چپ چهره او دارای نقطۀ مشخصی از شراب شراب بود. با وجود این، و احتمالا به همین دلیل، او بسیار زیبا بود. Well، هیچ وقت برای تاخیر. پزشکان منتظر @ هستند. و او به من یک مجموعه ای از راهرو ها را با دیوارهای پلاستیکی در یک سایه آووکادو هدایت کرد. در پایان یک راهرو یک جفت درب مانند بیمارستان بود. او آنها را باز کرد و من را هدایت کرد. اتاق بسیار بزرگ بود و سمت چپ آن تحت سلطه وسیعی از الکترونیک قرار داشت. اما الکترونیک مدرن نیست. به نظر می رسد که یک فرد آزمایشگاه فیزیک از اوایل دهه ی 1960 به دست آورده بود. این یک ظروف سرباز یا مسافر با سیم های قرمز و سیاه بود، در حالی که اسیلوسکوپ ها آرایه را خالی کردند. در مقابل این دو مرد ژاپنی در کتهای آزمایشگاهی ایستادند. مردان اینقدر شبیه بودند که می توانستند برادران باشند، فقط یک سایه به دنبال دوقلوهای یکسان بودند. @ این دکتر ساتو است. و این دکتر کتو است. @ مردی که در سمت چپ بود ابتدا به سمت پایین حرکت کرد و سپس یکی سمت راست کمی کمی عمیق تر حرکت کرد. این یک نگاه غلط از سوی دیگر به دست آورد. @ متاسفانه آنها انگلیسی صحبت نمی کنند، بنابراین من به عنوان یک مترجم از طریق این عمل عمل می کنم @ گفت: ماریو با یک لبخند. @ اگر از من پیروی کنی @ ماریکو مرا از الکترونیک به طرف دیگر آزمایشگاه هدایت کرد. به نظر می رسید یک پلت فرم دایره ای مطرح شده در این سمت وجود داشته باشد، اما همانطور که نزدیک شدیم می توانستیم ببینیم که آن توخالی است. و همانطور که نزدیک شدیم، مشخص شد که سوراخ عمیق تر از سطح کف است. ماریکو چیزی را از کف برداشت. به نظر میرسد یک کلاه شنا با سمبل سیم قرمز و سیاه و سفید به عنوان الکترونیک در طرف دیگر اتاق است. @ این را بگذارید و از نردبان طناب به داخل دستگاه بروید. شما می توانید یک کپی از کتابخانه عجیب و غریب در پایین وجود داشته باشد. @ وقتی که من از نردبان فرود آمدم، متوجه شدم که دیوارهای بژ از سوراخ به آرامی خود را به یک آرایه از نوعی به عنوان سطح نور کاهش یافته است. من همچنین متوجه شدم که درجه حرارت هوا و همچنین دیوارها کاهش یافته است. در حقیقت وقتی که من صعود کردم، دیوارها ظاهرا از سنگ ساخته شده بودند. وقتی به پایین رسیدم، در تاریکی نزدیک بودم. @ چطوری منظورم اینه که اینجا بنویسم؟ @ من فریاد زدم بالا. موریسک سرش را به دایره کوچکی از نور سفید برداشت. Dr Sato به من می گوید که یک کتاب کوچک کوچک در کنار کتاب وجود دارد. من کمی از این چهره خسته شدم. من به اطراف رسیدم اما چیزی جز دیوارهای سنگ تراشی یافتم. اما همانطور که در اطرافم بودم چیزی را لگد می زدم. من به سمت پایین زانو زدم و حس آشنا یک کتاب سختگیر را احساس کردم. و در کنار آن چیزی بود که من تصور می کردم که نور است. یک سوئیچ پیدا کردم و آن را روشن کردم. پس از آن من متوجه نردبان طناب صعودی. Hey! من اینجا اینجا را تکان نمیدهم! @ من زخمی شدم. Dr کاتو به من می گوید که طناب با خواندن حواشی شما تداخل می کند. @ @ قرائت های اورا!! @ من فریاد زدم: سر موریس چند ثانیه ای ناپدید شد. متاسفم ترجمه من خوب نبود خواندن موج آلفا @ من ...

مشاهده لینک اصلی
این فقط نوع داستان من نیاز به خواندن. من آن را دوست داشتم، یک آب و هوای کاملا شوم و مزاحم، و آن را با پایان متناقض به پایان می رسد. من کامل ترین مرور ویدئو را به اشتراک می گذارم: https: //www.youtube.com/watch؟ V = fEgY0 ...

مشاهده لینک اصلی
â € œMr. مرد گوسفند، \"من پرسیدم\" چرا این پیرمرد میخواهد مغزم را بخورد؟ \"چرا که مغزهای بسته شده با دانش جالب هستند، به همین خاطر است که. آنها خوب و خنک هستند. و یک دانه دانه هم در همان زمان. \"من اعتراف به ساخت ... این اولین اثر Haruki Murakamis Ive تا به حال خوانده است. یکی از بهترین دوستان من، سرجان، فشار آورد تا من را بخواند تا چیزی از موراکامی ها بخواند. به ساردجان، موراکامی یک شکل اسطوره ای است. ~ من مطمئن هستم که هر بار که تفکر موراکامی تنها ذهن او وارد می شود علامت صلیب را نشان می دهد. بنابراین همۀ دوستان من دوستش دارند. مادرم تقریبا همه چیز را که منتشر کرده خواند. من به شدت خجالت کشیدم که خیلی دیر به پریدن از واگن گروه Murakami بپیوندم اما خوشحالم که این جهش را انجام دادم. از کتابخانه STRANGE بسیار لذت بردم. تمام پسرها می خواستند یک کتاب از کتابخانه عجیب و غریب قرض بگیرند. یک بار در داخل او وارد قلمرو یک گوسفند که دوست دارد به ساختن دونات، ستاره های جادویی، یک مرد دیوانه که دوست دارد به خوردن مغز خامه ای و یک عرفان، عصبانیت یک دختر. من هیچوقت هیچوقت قبلا چنین چیزی را ندیده بودم، و من آن را بسیار خنده دار و دلربا دیدم. واقعیت به زودی تنظیم می شود به عنوان تراژدی پسر زد. من نمی دانم که چه چیزی خوانده ام واقعی بود، یک رویا یا یک کابوس. چیزی که من می دانم این است که من از سفر دوباره به موراکامی ها لذت می برم. در واقع، من فکر می کنم که در چند سال آینده اغلب بازدید خواهم کرد. با تشکر از شما، سرجان!

مشاهده لینک اصلی
و از آنجایی که من کوچک بودم، مادر من به من گفته بود، اگر چیزی را نمی دانید، به کتابخانه بروید و نگاه کنید. خوب! توصیه های صوتی این است. من باید بدانم: من یک بار چهار کارت مختلف کتاب در جیبم داشتم، قبل از اینکه حتی از این چیزها به نام اینترنت و تلویزیون کابلی شنیدم. اما این ژاپن است (آیا شما دیده اید که این بازی فوق العاده عجیب و غریب آنها را دوست دارد؟) و این یک داستان کوتاه موراکامی است، بنابراین بازدید کتابخانه می تواند شما را به مکان های غیر منتظره و عجیب و غریب (تاریک). پسر جوان علاقه مند به چگونه ساخت زیردریایی خود و چگونگی جمع آوری مالیات در امپراتوری عثمانی به عنوان یک پرواز در یک وب سایت عنکبوتی توسط یک کتابدار غیرمعمول با طلسم برای دانش به دست می آید: مغزهای بسته با دانش جالب هستند. آنها خوب و خنک هستند. و در همان زمان از دانه های دانه ای استفاده می کنید. بچه های کوچک دوست دارند که از شلوارشان ترسناک باشند، درست است؟ من به یاد داشته باشم که داستان های گریم غیر Bowdlerized را با گرگ هایی که مادربزرگ و مادربزرگ های شما را می کشند و بچه ها را برای شام به اجاق هدایت می کنند دوست داشتم. راوی بی خوابی ما سهم خود را از ترور در راهروهای پیچیده کتابخانه داشته است: اگر من این کار را کردم، باید به یک شیشه ای پر از کرم های مودار مجهز شود. یک کوزه بزرگ، که حدودا ده هزار بغرنج در اطراف آن، برای سه روز تمام است. چگونه او از این کابوس بیرون می آید؟ کجا مادر کرم پری است وقتی که به آن نیاز دارید؟ باز هم، این موراکامی است، به طوری که داستان پریشاء او شامل برخی از منابع غذایی، برخی از گوسفند و پرندگان و یک دختر مرموز و جذاب نابالغ است. اگر بخواهید بیشتر بدانید، به اندازه کافی می گوید، پری لعنتی را بخوانید. این بسیار کوتاه است و دارای تصاویر زیادی است تا حجم اضافی را به آن اضافه کند. نمونه خوبی از عجیب و غریب موراکامی و واقع گرایی جادویی است، حتی اگر شخصا آن را توسعه نیافته ام، به ویژه برای بچه ها و بیش از حد از (مشاهده اسپویلر) مناسب نیستم (پایان دادن به نفوذ، نشان می دهد پسر کوچک در تلاش است تا ذهن او را بگیرد در اطراف مرگ مادرش (پنهان کردن اسپویلر)] \"من آن را دریافت کردم،\" من گفتم. جهان ما همه جهان ما، جهان من، جهان جهان گوسفند است. گاهی اوقات آنها با هم همپوشانی دارند و گاهی اوقات آنها را نمی دهند. این چه معنایی دارد؟ درست است؟

مشاهده لینک اصلی
من فقط چیزی راجع به این کتاب نداشتم. آیا این کتاب کودک است؟ آیا این بچه ها را می ترساند تا کتابخانه ها را بخوانند؟ آیا این چیزی شبیه انوئین سنت اگزوپریز، شاهزاده کوچولو است؟ با این حال، من نمی توانم از پیام پنهان این کتاب فکر کنم. در حالی که خواندن، انتظار داشتم که هر یک از شخصیتها خطوط دلخواهی مانند کسانی را که توسط شاهزاده کوچک یا روباه در سنت اگزوپریس کلاسیک صحبت می کنند، بشنوند. هیچ. تنها چیز خوب در مورد این کتاب، نگاه منحصر به فرد و جذاب آن است. پوشش دارای فلپ های همپوشانی است که به صورت عمودی قرار می گیرند و می توانند با یکدیگر هماهنگ شوند. همچنین دارای صفحات ضخیم رنگی است و فونت های چشمگیر، به عنوان مثال، بزرگ هستند. همه چیز آن را درخواست تجدید نظر برای یک کتاب کودک می دهد. اما پس از آن دوباره، پیام روشن ای وجود ندارد که می تواند برای یک یا دو درس درس بخواند، مگر اینکه البته می ترسد از رفتن به کتابخانه بکاهد. منتقدان، طرفداران موراکامی. این یکی انتظارات من را از او نگرفت.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب کتابخانه عجیب


#ادبیات ژاپن - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات رئالیسم جادویی - #داستان وحشت - #دهه 2000 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #پرفروش ترین کتاب ها -
#انتشارات نشر چشمه - #هاروکی موراکامی - #بهرنگ رجبی
کتاب های مرتبط با - کتاب کتابخانه عجیب


 کتاب کیوتو (پایتخت قدیم)
 کتاب هزار درنا
 کتاب جنگل نروژی
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
 کتاب وقتی یتیم بودیم