معرفی کتاب وقتی یتیم بودیم

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات هرمس - مترجم: مژده دقیقی-ادبیات ژاپن

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 25 مهر 1396
وقتی پدر 9 ساله کریستوفر بنکس، یک بازرگان بریتانیایی در تجارت تریاک، از خانه خانواده اش در شانگهای ناپدید می شود، پسر و دوست او آکیرا در حال کارآزمایی هستند: "تا زمانی که در پایان، پس از تعقیب، مبارزه های مشت و تفنگ جنگی در اطراف کوچه های وارن مانند ولسوالی های چینی، هر کدام از تغییرات و پیشرفت ما، روایت های ما همیشه با یک مراسم باشکوه در جسیفیلد پارک برگزار می شود، یک مراسم که ما را یک مرحله بعد می بیند بر روی صحنه ای خاص نصب شده ... برای خوش آمدید جمعیت های فراغت تشویق شده است.

اما مادر کریستفور نیز ناپدید می شود و او برای زندگی در انگلستان، جایی که او در سال های بین جنگ های جهانی رشد می کند، ادعا می کند، یک کارآگاه معروف است. با این حال، سرنوشت خانواده اش همچنان به او تعجب می کند و او از طریق خاطراتش به سادگی می سوزد تا سعی کند حسابی از دستش برآید. در نهایت، در اواخر دهه 1930، او به شانگهای بازگشت و مهم ترین مورد زندگی اش را حل می کند. اما همانطور که کریستوفر تحقیق خود را دنبال می کند، مرز بین واقعیت و فانتزی شروع به تبخیر می کند. آیا سرباز ژاپنی او واقعا آکیرا را ملاقات می کند؟ آیا والدین او واقعا در یک خانه در منطقه چینی نگهداری می شوند؟ آقای گریسون، چه کسی آقای گریسون، مقام رسمی بریتانیا است که به نظر می رسد در حال برنامه ریزی یک جشن بزرگ است؟

در وقتی که ما بودیم، "اولین سوال من، آقا، قبل از هر چیز دیگری، اگر شما با انتخاب جسفید پارک برای این مراسم خوشحال هستید، ما می بینیم، نیاز به فضای قابل توجه است." یتیمان کازوو ایی هیورو از قراردادهای داستان های جنایی برای ایجاد یک تصویر متحرک از یک ذهن مضطرب و یک مرد که نمی تواند از سایه های طولانی ترویج دوران کودکی استفاده کند، استفاده می کند. شرلوک هلمز تنها قطعاتی را به وجود آورد که کفش کثیف، خاکستر سیگار بر روی آستین بود، اما برای کریستوفر، خاطرات محو شده از وقایع پیش از آن را نادیده گرفته و برای او حقیقت بسیار سخت است. Ishiguro می نویسد در شخص اول، اما از ابتدا ترک در کریستف ها با دقت محصور پروسس، پیشنهاد می دهد که نسخه نسخه خود را از جهان ممکن است قابل اطمینان ترین نیست. در مواجهه با چنین راوی، خواننده مجبور به تبدیل شدن به یک کارآگاه نیز شده است، تعقیب خرده حقیقت از طریق دخمه پرپیچ و خم حافظه کریستفورد.

Ishiguro هرگز برای تفریح ​​کلامی نبوده است، اما سطوح ناهموار این رمان فریبنده تنها به قدرت عاطفی خود افزوده است. هنگامی که ما یتیمان بودیم شاهکار فوق العاده ای از تخیل پایدار و کاملا کنترل شده است و در کریستوفر بنکس نویسنده یکی از شخصیت های برجسته خود را به یاد ماندنی ایجاد کرده است. - سیمون لیک


خرید اینترنتی کتاب وقتی یتیم بودیم
معرفی کتاب وقتی یتیم بودیم
جستجوی کتاب وقتی یتیم بودیم در گودریدز

معرفی کتاب وقتی یتیم بودیم از نگاه کاربران
هنگامی که ما یتیمان بودیم، یک رمان خطرناک و فراموش نشدنی است که خوانندگان را در یک مسافرت به سر می برد تا یک مرد با پدر و مادر گمشده خود را دوباره متحد کند.

مشاهده لینک اصلی
اتمسفر، جزئیات تاریخی، کتاب جدید Ishiguros تعلیق، همه اینها را دارد، و اگر قطعات نهایتا به پایان نرسند، نویسنده هنوز باید با ارائه یکی دیگر از خواندن بزرگ، اعتبار داده شود. او همچنین باید با اصالت شناخته شود، گرچه او به بررسی نقاط ضعف خودی، خارج از کشور، انگلیسی-خارجی، همانطور که قبلا انجام داده است (مثلا \"باقی مانده از روز، Unconsoled\")، او به سختی آن کتاب را دوباره نوشت و از نو. در اینجا، کریستوفر بنکس یک انگلیسی زبان است که در اوایل قرن بیستم شانگهای متولد شده است، زمانی که پدر و مادرش 9 ساله پدر و مادرشان را ناپدید می کنند. او به انگلستان مهاجرت می کند، کارآگاه مشهور می شود و به شانگهای می رود و متقاعد شده است که پدر و مادرش هنوز زنده هستند و باید آنها را پیدا کنند. خواننده کمتر معتقد است که بانکها یک کارآگاه واقعی است و تعجب می کنند که چگونه می تواند تصور عاشقانه ای را که پدر و مادرش در دهه های گذشته در گرو شکنجه در شانگهای بوده اند، تعجب کند، اما حقیقت پشت ناپدید شدن آنها به عنوان یک شگفتی رضایت بخش است. و نوشتن فقط شگفت انگیز است، یک بار غنی و تند است. نویسندگان بیشتر باید درس های سبک از Ishiguro را بگیرند.

مشاهده لینک اصلی
پس از دنیای کافکا، The Unconsoled، کتاب بعدی کتاب Ishiguros متوجه می شود که او به سمت نقطه ای از میان رفتارهای بی نظیر و رؤیاهای کنترل شده از باقی مانده های روز بازگشته است. در بسیاری از موارد، او با موفقیت از اختلالات و تلسکوپ غیرقابل انعطاف در خدمت یک طرح که بیشتر در واقعیت به اصطلاح مبتنی است، استفاده می شود. در این مورد، یک داستان کارآگاه درباره یک انگلیسی که به شانگهای بازگشته است، تلاش می کند پدر و مادرش را که در کودکی ناپدید شد پیدا کند. داستان داستان پیچیده ای بافته شده است و به عنوان یک رمان متعارف برای سومین بار پنهان می شود، اما مشاهدات و خاطرات راویان به طور فزاینده ای قابل اعتماد می شود. فساد به طور پیوسته بین گزارش ها و ماشین های عملیاتی فقط در زیر سطح گسترش می یابد. همچنان از روز، راویان انکار واقعیت و تاریخ خود را عنصر کلیدی است. در اینجا این ویژگی به سطوح تقریبا سورئال است که به طور متناوب هیجان و خشمگین کننده است. -هنگامی که داستان به شانگهای می رود، تعدادی از قطعات مجموعه درخشان و عجیب و غریب نیز وجود دارد، و همچنین برخی از پیچ و تاب های پیچیده و پیچیده. اما لحظاتی وجود دارد که در آن تنش میان حالت واقع گرایانه و اتفاقات سورئالیال شروع به شکست می کند. شما می توانید نویسنده را نگران کنید که بافتن رشته های مختلف را با هم بپوشانید. - به پایان رساندن، تعدادی از صحنه های گفتگو به طور صریح و بی دست و پا ترسیم موضوعات کتاب و کمبود های راوی. امتیازات ناخوشایندی برای خوانندگان که شکایت کرده بودند، غیرقابل انکار بود، بیش از حد مبهم و عجیب بود. از آنجا که این کتاب در حال پخش از داستان کارآگاه است، Ishiguro استفاده از مجموعه ژانر داشتن یک شخصیت در انتهای توضیح همه چیز که اتفاق می افتد پشت صحنه. این آیه های نادرست به معنای فراموش نشدنی هستند، اما برای من آنها عمدتا به رمز و رازهای کتاب های مبهم تباهی دارند. وقتی که ما یتیمان بودیم، بسیار باهوش بودیم، اما رمان به پایان رسیده بود.

مشاهده لینک اصلی
این دومین کتاب من کازوو ایی هیگوورو است (اولین بار که هرگز به من اجازه نمی دهد) بار دیگر، من سبک نوشتن و شخصیت های فوق العاده پیچیده و ناقص خود را دوست دارم. در زمانی که ما یتیمان بودیم، Ishiguro یک روایت را ارائه داد که در حالی که قابل اعتماد است، ظاهرا رویدادها و شرایط (به ویژه آنهایی که نزدیک به او هستند) را کاملا متفاوت از دیگران می بیند. نوشتن و ایجاد شخصیت بدون شک نقاط قوت Ishiguro در این رمان است. قهرمان داستان کریستوفر بنکس یک مرد فوقالعاده ناقص و کنجکاو است که وقتی که هر دو پدر و مادرش به طور اسرار آمیز ناپدید شدند، به عنوان یک کودک یتیم شدند. ما کریستوفر را از طریق بیست سالگی دنبال می کنیم، چون نام و حرفه ای برای خود ایجاد می کند. سپس Ishiguro فرستاده کریستوفر در تلاش برای پیدا کردن آنچه اتفاق افتاده است به پدر و مادر خود و این است که در آن داستان می رود آهنگ. با وجود اینکه من دوست داشتم، دوست داشتم، دوستش داشتم در حالی که خواندنش را داشتم، نمی توانستم از پایان خود ناامید شوم. با گذشت زمان از طریق این کتاب، من متقاعد شدم که در جهت مشخصی هدایت شد، اما من ثابت شدم که اشتباه است. پایان Ishiguro ارائه شده پاسخ به سوالات اساسی در رمان، اما بسیاری از دیگران را کنار گذاشته است. (مشاهده اسپویلر) [اساسا، من اعتقاد داشتم کریستوفر بنکس بیشتر و بیشتر ناامید شده است و ما این ایده را که در انتها وجود دارد، می بینیم. اگر چه او در بعضی از فصل های نهایی به وضوح به وضوح فکر نمی کرد، ما هرگز ندیدیم او را به عنوان ناپایدار معرفی کنیم. (پنهان کردن اسپویلر)] من خیلی دشوار برای بیان سرخوردگی من بدون آشکار شدن وسایل اسپویلرها هستم. اجازه دهید بگویم که با وجود پیچیدگی ناخوشایند این رمان، من تبدیل به یک طرفدار عظیم اسحاقورو هستم و قصد دارم ادامه کار خواندنش را ادامه دهم. با این حال، من این را توصیه نمی کنم هر کسی که اولین بار خواننده ی اوست. رتبه بندی مشکل است من می خواهم به 4 ستاره بدهم، اما پایان آن هنوز من را تحریک می کند، بنابراین تا 3 ستاره این است!

مشاهده لینک اصلی
شاید بهترین کار او نیست، اما خواندن داستان او همیشه درمان است، آن را صاف مانند مخملی. پس، من شخصیت های مورد علاقه، آقای Banks، کارآگاه خالی از سکنی در جستجوی پدر و مادر از دست رفته خود را در Shangai (او کمی گم شده و ضعیف گاهی اوقات ، خوب من آن را قبول می کنم)، اما بعد، سارا همینگز! وای، چه قهرمان، او واقعا بهترین بود، زن بلندپرواز، هر کس خواستار، مرموز، جالب، هوشمند ... و کمی نابهنگام است. شخصیت کامل برای یک طرح گانگستری مانند این. البته کتاب دارای معایب خاص خودش است. بیش از حد تصادفی برای پیدا کردن Akira در تمام ظروف سرباز یا مسافر بین ژاپنی و چینی. و پس از آن، پایان واقعا بی نظیر و غیر منتظره بود. هر چند ممکن نیست پیش بینی کنید. و حتی اگر آن را از دست داده بود، من از فصل های گذشته لذت بردم. آخرین صفحات زمانی که Crispopher باevil man @ ملاقات می کند، چشمگیر و خطوط بزرگ است، حتی بیشتر نتیجه. تاسف سرعت در همان کتاب در همان بود، این یکی از بزرگترین معایب آن، آن را بسیار کند آغاز شد و آن را نمی برداشت سرعت تا قسمت سوم کتاب. اما با وجود این همه، ارزش خواندن. این جمله را با صحبت کردن با آکیرا دوست داشتم: @ این روزهای پر زرق و برق بود، گفتم. البته، البته، آن را نمی دانستند، اما آنها آنقدر پر زرق و برق بودند. بچه ها هرگز انجام نمی دهند، من فکر می کنم. @

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب وقتی یتیم بودیم


#داستان ماجرایی - #داستان معمایی - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات ژاپن - #ادبیات انگلیس - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #دهه 2000 میلادی - #پرفروش های ایران کتاب - #انتشارات هرمس - #کازوئو ایشی گورو - #مژده دقیقی
#انتشارات هرمس - #کازوئو ایشی گورو - #مژده دقیقی
کتاب های مرتبط با - کتاب وقتی یتیم بودیم


 کتاب کافکا در کرانه
 کتاب شکار گوسفند وحشی
 کتاب غول مدفون
 کتاب خدمتکار و پروفسور
 کتاب کیوتو (پایتخت قدیم)
 کتاب خانه خوبرویان خفته