کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره)

اثر تتسوکو کورویاناگی از انتشارات نشر نی - مترجم: سیمین محسنی-ادبیات ژاپن

در مدرسهٔ توموئه که دانش‌آموزان آن مجاز بودند روی هر موضوعی که به آن علاقه‌مندند کار کنند، باید بدون توجه به آنچه در اطرافشان جریان داشت، ذهن خود را روی موضوع موردعلاقه‌شان متمرکز کنند. به این ترتیب، هیچ‌کس به بچه‌ای که آواز «چشم، چشم، دو ابرو» را می‌خواند، توجهی نمی‌کرد. یکی دو نفر به این موضوع علاقه‌مند شده بودند؛ اما بقیه غرق در کتاب‌های خودشان بودند. کتاب توتوچان قصه‌ای افسانه‌ای بود؛ دربارهٔ ماجراهای مرد ثروتمندی که می‌خواست دخترش ازدواج کند. نقاشی‌های آن جالب بود و کتاب طرفدار زیادی داشت.
همهٔ دانش‌آموزان مدرسه که مثل ماهی ساردین داخل واگن چپیده بودند، آنچه را در کتاب‌ها نوشته شده بود، با ولع می‌خواندند. آفتاب صبحگاهی از ورای پنجره‌ها به درون می‌تابید و چشم‌اندازی پدید می‌آورد که سبب شادمانی قلبی مدیر مدرسه می‌شد. همهٔ دانش‌آموزان آن روز را در کتابخانه گذراندند.


خرید کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره)
جستجوی کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره) در گودریدز

معرفی کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره) از نگاه کاربران
گشا در نهایت این کتاب را به پایان رساندم، 2 روز تمام کردم. و در اینجا بازپرسی بررسی و عالی است، بسیار توصیه می شود به کسانی که در داستان کودکی و آموزش و پرورش علاقه مند است. به چان دختر است که پر از احساسات و بسیار فعال است. با چنین ویژگی های شخصی، یک مدرسه سنتی برای تحصیل او آسان نیست. او از مدرسه اولش اخراج شد، زیرا معلم نمیتوانست او را اداره کند؛ او چنین مزاحمی برای دیگران است. معلمان در نهایت از دست داد و متاسفانه او از مدرسه اولش اخراج شد. مادر مادرش سپس به تاموئه و مدرسه جایگزین که در آن فعالیتهای تحصیلی به شیوه ای سرگرم کننده انجام می شد، به شیوه ای سرگرم کننده فرستاده شد، دانش آموزان به اندازه کافی خلاقیت خود را بیان کردند، تشویق به بیرون رفتن و بازی کردن، درک طبیعت، تجربیات دست اول از طرف متخصص واقعی زندگی (کشاورز). در این مدرسه هیچ چیز مانند قرار دادن صندلی های ثابت وجود ندارد، بچه ها آزاد بودند که در صندلی که می خواستند در صندلی انتخاب کنند و حتی حتی می توانستند موضوع مورد نظرشان را انتخاب کنند، به طور خلاصه، چنین لوکس از آزادی که آنها به لطف سر استاد آقای آقای کبایاشی، فردی که او را تحسین می کند، این را در یک مدرسه معمولی به دست نمی آورید. او کودکان دوست داشتنی است - معلم که سفر و تحصیل در اروپا را آغاز کرده و برای ایجاد مکتب رویای خود به ژاپن بازگشته است. تبی چان بسیار از زندگی مدرسه برخوردار بوده و این کتاب مجموعه تجربیاتی است که او در طول آن گذراند دوران مدرسه، این دوره در دوره جنگ جهانی دوم بود. دوره ای بود که مرا لمس کرد و به من یادآوری کرد که بی گناهان ما به عنوان یک کودک بودند. هنگامی که او سکه را در قطار پیدا کرد و احساس گناه کرد، اما به نوعی پولش را در سوراخ ضخیم پنهان کرد، اما در نهایت بعدا متوجه شد که پول مرموزی ناپدید شده است (من هنوز هم فکر می کنم جایی که پول خرج می شود). زمان دیگر هنگامی که او بر روی کاغذی که روی زمین مدرسه گذاشته بود برمیخیزد تا متوجه شود که پوشش موقت یک سیسپال بود و زمان دیگری هم به مخلوطی از دیوار گچ برداشته شد و تا آنجا که مادر برای نجات باید بیایید. و به عنوان یک کودک او مجبور شد با احساس از دست دادن برخورد کند. او چوپان آلمانی خود را از دست داد (راکی، بزرگ که برای او بسیار وفادار است و او یک بار گوش او را به خون گرفت)، دوست خود Takahashi را از دست داد که با او درخت مدرسه خود را با او صعود کرد (این بخش بسیار غم انگیز است). او برای دیدن سربازان زخمی به بیمارستان رفت و آنها را با آواز خواندن برخی از آهنگ های کودکی کنسول کرد و با این حال از آنجایی که او آهنگ هایش را تنها در سکوت ایستاده بود، او سرانجام آواز بسیار ساده ای که قبلا خواندید را آواز خواند. ناهار و معجزه آسا سرباز به اشک می ریزد (قسمت بسیار دست و پاگیر) این کتاب با بمباران آمریکایی به پایان رسید، مدرسه به طور کامل از بین رفت و تا زمانی که آقای کبایحی درگذشت، او نمیتوانست مدرسه را بازسازی کند و معلوم شد که این منطقه جایی که مدرسه ایستاد (آن را از برخی از قطار ماشین استفاده می شود) در حال حاضر تبدیل به یک مرکز خرید. غم و اندوه در واقع اما همه در همه این کتاب بسیار خوب برای خواندن و ارزش خواندن است، بسیار توصیه می شود یکی !!

مشاهده لینک اصلی
فصل مدرسه پس از امتحان فارغ التحصیلی یا کلاس، کودکان از تعطیلات با شادی لذت می برند. آنها تمام روز بدون خستگی بازی کردند. در واقع جهان آنها یک دنیای بازی است که هرگز پایان نخواهد یافت. فقط آنها؟ آه نه! در بزرگسالان نیز در روح یک کودک که تبدیل به علاقه به بازی نیز اقامت. به رایانه ها، تلفن های همراه یا دیگر دستگاه های بالغ نگاه کنید، رسانه های بازی را به طور انحصاری درمی آورند که عموما در طول ساعات اداری و ساعت های خارج از خانه به یک زمین بازی برای بزرگسالان تبدیل می شوند. همچنین نگاه در ساده تر و انجام شده توسط مردم، در گوشه ای از پارکینگ، گوشه ای از روستا، یا پایان پیاده رو در مقابل از فروشگاه، سرگرم کننده بزرگسالان بازی شطرنج یا gaple خوشه در مدت زمان که است که معمولا بیش از نیمی از فعالیت های ما از day.So دوران کودکی به سن بلوغ واقعا فقط بازی می کند حتی اگر آن را واقعا بازی کند، این نسخهها کار میکند. توجه داشته باشید که چقدر سرگرم کننده در اپراتور جرثقیل پورت با اهرم و دکمه برای حرکت ذرت دانه از حمل فله به hoper سپس به اشتراک آسیاب توسط کامیون یا ظرف قرار گرفته است. هر کودکی سرگرم کننده هر بار برای تغذیه جوجه ها. هنگامی که داخل قفس بود، جوجه از گردن خارج شد و از او پذیرایی کرد. وقتی خوراک به طور مساوی پخش می شود نگاه کنید، آنها همزمان غذا را می کشند. دفتر کار کمتر هیجان انگیز بود، kayboard، ماشین های فکس، تلفن، و دیگر تجهیزات اداری، یک رسانه هیجان انگیز بازی برای کارکنان است. چگونه زیبا و شادی هنگامی که هر کار است مانند کودکان در بازی-main.Ketika دوست من (Desianto B. Utomo، معاون رئيس جمهور از فن آوری خوراک از PT. کرون پوکفند اندونزی) تحصیل در بریتانیا به مدت شش سال زندگی می کردند، کودکان وارد آموزش و پرورش ابتدایی وجود دارد در pedidikan سطح کودکستان تا سال اول مدرسه ابتدایی آنها همچنان به بازی بازی های، یک کیک، بازی بازیگری، دانه های گیاهی، ترکیب رنگ ها اعمال، و غیره. چگونه افتخار می کنم وقتی که در خانه او تمرین ساخت یک کیک و دعوت تمام خانواده به طعم کیک خود را. در زمان دیگر، وقتی پسر پادشاه پادشاه آرتور بازی کرد و پدرش را به عنوان صاحب خانه اش ساخت، مادرش در خانه بود. بدون مشارکت در خانه، بدون حروف و اعداد حفظ شده. برنامه های آموزشی پایه ای در چشم آنها بسیار بزرگ است، پس از بچه های مهد کودک در اندونزی می توانید در حال حاضر خواندن. اما این خلاقیت و استقلال کودک را تحریک نمی کند، چرا که بله، کمتر بازیگوش بود! بازی کردن برای برنامه درسی آموزش انگلیسی، شوخی نیست. و نتیجه این سال جدید مدرسه نیست، دخترش که مهد کودک و مدرسه ابتدایی در انگلستان بود، فقط دبیرستان را فارغ التحصیل کرد. برای ادامه تحصیل او می خواست دوباره به انگلستان برود (دوباره). چند وقت پیش، او برنامه ها و استدلال های خود را در مورد اینکه چرا او می خواست در آنجا تحصیل کند را شامل می شد، از جمله رشته انتخابی خود. پس از این پرسش ها پرسیدیم و او با اطمینان دستور کار خود را اجرا کرد، ما او را مجازات کردیم. و او کلمه \"مبارک\" را به یاد پسر خود سپرد، خوشحال به بازی! از آنچه در بالا بیان شد، در کتاب توتو چان یافتم. بچه ها یک شخصیت طبیعی دارند. روح آنها محدود به کنجکاوی است. و جهان آموزش و پرورش ما اغلب محدودیت است. محدود کردن فضای و خلاقیت آنها. آموزش و پرورش ما اغلب برنامه های بی نظیری را ایجاد می کند که آنها را روباتیک می کند. جهان مدرسه گاهی اوقات یک مکان ترسناک است. من برادرزاده هایم را دیدم و متوجه شدم که می دانستم پدر من نیست و اغلب در مدرسه شکایت می کند. انواع کتاب ها به کیسه های خود بستگی داشت. و مدرسه از صبح تا شب اجرا می شود. پس از رفتن به خانه هیچ فعالیتی انجام نداده بود که بتواند به جای اینکه با تلویزیون نشست، انجام دهد. و یک شب آرام شب کار بر روی تعداد زیادی از خانه کار صرف. به طور خلاصه، مدارس یک جامعه سرگرم کننده نیستند. همه چیز با هدف فقط هوشمند بودن استانداردهای رپوت انجام می شود. خواهر من، به عنوان یک پدر و مادر سعی در بحث در مورد موضوع. با این حال، معلم همچنین استدلال کرد که او همچنین اهدافی را دنبال می کند که باید منتقل شود. متاسفم، اما این واقعیت به طور کلی است.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به یاد ماندنی را بازخوانی کنید که در مدرسه ابتدایی آن را بخوانید. من سعی می کنم همه چیز را در مدرسه ابتدایی به خاطر بسپارم. این کتاب فوق العاده است من همیشه پس از خواندن آن حس خوبی داشتم. این باید خواندن برای هر کسی که در آموزش و پرورش است و به شدت به شما و همه والدین توصیه می شود نقل قول: @ چشم، اما زیبایی را نمی بینم؛ داشتن گوش، اما نه شنیدن موسیقی؛ داشتن ذهن، اما حقیقت را درک نمی کند؛ داشتن قلب هایی که هرگز حرکت نمی کنند و بنابراین هرگز در آتش نیستند. این چیزهایی است که باید ترسید. @\n(Punya ماتا، TAPI tidak melihat keindahan؛ punya telinga، TAPI tidak mendengar موسیقی؛ punya pikiran، TAPI tidak memahami kebenaran؛ punya HATI TAPI HATI ITU tidak pernah tergerak دان karena ITU tidak pernah terbakar Itulah هال-HAL یانگ harus ditakuti @ - صفحه 117، نسخه اندونزیایی)

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره)


 کتاب خانه خوبرویان خفته
 کتاب پین بال، 1973
 کتاب زن در ریگ روان
 کتاب تسلی ناپذیر
 کتاب توتوچان (دخترکی آن سوی پنجره)
 کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم