کتاب به آواز باد گوش بسپار

اثر هاروکی موراکامی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: محمدحسین واقف-ادبیات ژاپن

به آواز باد گوش بسپار اولین رمان هاروکی موراکامی ست که باعث شناخته ‌شدنش در ادبیات ژاپن شد. او این رمان را سالِ 1979 منتشر کرد و توانست جوایز بسیار معتبری از جمله جایزه‌ی آکوتاگاوا را از آن خود کند. این اثر داستانی ا‌ست از یک فقدان و رابطه‌هایی که شکل نمی‌گیرند و ماجراهای یک نسل. رمان در هجده روز از سال 1970 اتفاق می‌افتد. در این رمان می‌توان آغاز تکنیک‌ها و ظرافت‌های روایی این داستان‌نویس را به‌خوبی دید و یک اثر جذاب و پُراتفاق را درک کرد. به آواز باد گوش بسپار اولین بخش از سه‌گانه‌ی مشهور این نویسنده است که به تریلوژی «موش» مشهور است. تکه‌های بعدی این سه‌گانه پین‌بال 1973 و تعقیب گوسفند وحشی هستند. موراکامی می‌گوید روزی در حال تماشای مسابقه‌ی بیس‌بال طرح این رمان به سرش زد و این آغاز نویسندگی‌اش بود...


خرید کتاب به آواز باد گوش بسپار
جستجوی کتاب به آواز باد گوش بسپار در گودریدز

معرفی کتاب به آواز باد گوش بسپار از نگاه کاربران
من سعی کردم به باد / پین بال دزد بگیرم: دو رمان و من باید بگویم که اگرچه پروس زیبا به نظر می رسد، آن را به ذهنم می ریزد و دوباره، به آرامی، یک لکه روغن در یک موج، و در حال حاضر آن رفته است. من بیش از نیمی از آن را خواندم و در نهایت تعجب کردم که چرا من خودم را از طریق این کار گذاشتم. این یک آزمایش نبود من مجبور به اندازه گیری هر استاندارد نیستم. این فقط برای لذت بردن است و من از آن لذت نبردم. هیچ چیزی که خواند یا گوش نداد (هر دو سعی کردم) توجه من را به خود جلب کرد. شخصیت های ماروکامی فقط افرادی بودند که من در یک کافه دیدم در حالی که منتظر کسی بودم. زندگی آنها منافع لحظه ای بود اما منحرف شده توسط چیزی جالب توجه بود و من آنها را فراموش کرده ام در حال حاضر. این جمله با حروف لاتین @ آن را نه شما، آن @ من می آید به سر من هر زمان که من دوست ندارد نویسنده یا کتاب هر کس دیوانه ستایش است، اما واقعا یک کلمه دیگر، حتی بیشتر از کلمه کلیدی است که مناسب تر است، @ سکته مغزی متفاوت برای افراد مختلف @. من هم اکنون می توانم هاروکوی موراکامی را به چارلز دیکنز و تمام نویسندگان پرخاشگر دیگری که واقعا دوست ندارند و فکر می کنم که در آینده هستند، اضافه کنم. ما تغییر می کنیم، سلیقه های ما تغییر می کند و شاید یک روز من واقعا واقعا واقعا این نویسندگان را دوست دارم و سپاسگزار خواهم شد که خیلی نوشتم. پس از آنکه وقتی بچه بودم مثل زیتون دوست نداشتم، در حال حاضر بازدید از یک نوار زیتون درمان است. یکی از ستاره ها به دلیل خستگی و یک ستاره اضافی به خاطر نوشتن است. _________ نوشته شده وقتی که من تازه کتاب را شروع کرده بودم و قبل از اینکه می دانستم چه چیزی من واقعا برای فقدان علاقه به کلمه ی ظریف، ennui افزایش یافته است. (نمایش spoiler) [اولین موراکامی من. من هرگز فکر نمی کردم کتاب های او را دوست داشته باشم. بررسی ها هرگز به چیزی که به من تجاوز نکرده اند اشاره ای ندارند و به هر حال، من از طرفداران داستان های تخیلی نیستم. من چند سال پیش این صدا را به صدا درآوردم و دیروز به آن گوش می دادم و گرچه من آن را ندیده ام، نوشتن جریان بسیار زیبایی است، فقط می خواهم بیشتر بشنوم. (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
نمونه کامل از زیبایی در سادگی! حتی پس از خواندن تعدادی از رمان های موراکامی، من همیشه یک عطر تازه در هر یک از آنها پیدا می کنم. مطمئنا آنها برخی از شخصیت های مشابه و موضوعات تکراری دارند، اما هر یک از رمان های او توجه خاص خود را در صدای خود و خلق و خوی متفاوت داشته است. باد Sing دوباره دارای یک راوی نامعلوم، شخصیت های دمدمی، گفتگو در دیوار، بسیاری از آبجو، موسیقی و برخی ادبیات. شخصیت های او آخرین افرادی هستند که انتظار می رود در یک مونولوگ عاطفی شکست بخورند. و در عین حال موراکامی حس غم و اندوه و تنهایی را که در زیر بیرونی غمانگیز بسیار خشن است، به ارمغان می آورد. از کجا این غم از دست می رود، آنها نمی دانند. و داستان های آنها اغلب با پیدا کردن خود است. شگفت آور نیست، هیچ یک داستان مستقیم مستقیم وجود دارد. آنچه که ما می بینیم داستان های کمی هستند که تصاویر مختلف را در داستان راویان، تجربیاتشان در طول تابستان و بعضی از خاطرات گذشته اش می نویسد. با این حال، راوی هنوز پرواز به جهان فراتر از آن پرواز است. این باید منتظر کتاب های بعدی باشد. این و پینبال، 1973 احساس می کنند تا حدودی ناقص و بی هدف هستند. اما آنها یک تصویر واضح از آغاز فروتنانه ارائه می دهند، که با رمان های بعدی به آثار قوی تبدیل شد. پین بال دزد، 1973 بیشتر مقدمه ای بر آنچه که بعدا به دست آمد. این یک نگاه اجمالی به تقریبا تمام عناصر Murakami آشنا است. شنیدن صدای باد نسبتا ساده تر است. این سادگی واقعا برای آن کار می کند و باعث می شود که آن را حتی لذت بخش تر از پین بال دزد، 1973 خواند. من آرزو می کنم راهی برای دیدم که چگونه ذهن او کار می کند. خوب، با این حال کار می کند، چه چیزی از آن خارج می شود فوق العاده است. _______________________ من نمی توانم باور کنم که این کتاب فوق العاده کوچک است. سبک تر، کوچکتر، نازک تر و ساتر از Kindle / nook / kobo یا آنچه شما دارید. کپی من امروز به پست رسید. فروشنده حتی هدیه را در یک کاغذ زیبا پوشید!

مشاهده لینک اصلی
@ چه کسانی می توانند در فضای روز زندگی کنند عمق شب را درک می کنند؟ @ - NietzcheA اولین رمان زیبا (la) با بیشتر از همه شناخته شده میروکامی Tropes در حال حاضر در هم پیچیده است. موسیقی وجود دارد (پاپ، جاز، کلاسیک) با خاص ارجاع به مطبوعات واقعی. وجود دارد: گربه ها، کافه ها، ویسکی، پرندگان، بیگانگی و زنان نیازمند. موراکامی به فلسفهی وجودی و ادبیات غربی (هر دو واقعی و جعلی) میپردازد. همه چیز آنجاست چیزهایی که بعدا دوباره و دوباره در رمان های او بعد، قوی تر پاپ آپ. این یک رودخانه است که بسیار سریع جریان دارد. این یک ترنر صفحه نیست چای کم چرب Gyokuro آهسته است. این یک مارپیچ چپ برگ است که در یک فنجان قیری کراک شده به مرکز نگاه می کند. این نور و سایه ها روی شما رقصند، در حالی که شما در سایه نشسته ای و تماشا می کنی مردم در داخل و خارج از منظره می روند. این آرامش بخش است، جالب است، و به زودی همه شما را ترک کرده است tasseography فنجان سرد است.

مشاهده لینک اصلی
هاروی موراکامی اولین رمان «آواز خواندن باد» را مانند بسیاری از رمان های اولیه در آن است که آن را متناقض، دلربا و عمدتا در مورد نویسنده - و در عین حال آن را نوعی قانع کننده به دلیل چقدر خوب نوشته شده است! در اینجا هیچ حرفی برای گفتن نداریم. این رمان در طی 3 هفته از تابستان سال 1970 اتفاق می افتد، جایی که راوی نامعلوم در اوایل دهه ی 20 در اطراف شهر کوچکش بمباران می شود. او با یک برادر ضعیف ثروتمند به نام The Rat که در یک نوار نشسته است، رمان های غربی را می خواند، و فریب فکری شبه فکری را می فهمد. او یک زن جوان با 9 انگشت که در یک فروشگاه رکورد کار می کند، ملاقات می کند. شخصیت های تعامل می کنند، حس امیدوارانه و بی روح جوانانه که سورنا کتاب را نفوذ می کند، و سپس آن را ادامه می دهد. من قبل از این کتاب 11 کتاب موراکامی را خوانده ام و قطعا خوانندگان را دوست ندارم که نویسنده در اینجا شروع کند - با Wind-Up Bird، Wild Sheep Chase یا یکی از مجموعه داستان های کوتاه او مانند پس از لرزه به جای آن. اما اگر شما با نویسنده آشنا باشید، در این رمان اول، بسیاری از چیزها را متوجه خواهید شد که در بسیاری از کتاب های بعدی آنها را به کار می برند. موسیقی - به ویژه جاز - گربه ها، توصیف دقیق از غذا، افراد عاطفی جدا، کرم های کتاب، روابط غم انگیز با زنان غم انگیز، تنهایی و شخصیت های جسورانه تغییر شکل. هیچکدام از کاراکترهای اینجا نمیتوانند به خوبی گردآوری شوند؛ آنها بسیار یک بعدی، مخصوصا شخصیت های زنانه هستند. موراکامی معمولا زنان را بسیار ضعیف می نویسد. اغلب آنها نه به عنوان ابزار ادبی برای شخصیت های مردانه چیزی یاد می گیرند که درباره ی داستان هایی که در مورد خودشان یاد گرفته اند و یا چیزی را یاد بگیرند؛ این دومین در این کتاب است. با این حال، اگر روایت بسیار مورد علاقه خویش را ترک کند، نوشتن حداقل بسیار مضطرب است، در دسترس است، و داستان زیبایی را با ظرافت اثیری ارائه می دهد. صفحات پرواز می کنند و این یک کیفیت نادر در رمان اول است. علاوه بر فقدان توصیف کلی، نوشتن فقط دو بار باعث ناراحتی من شد، مثل این که یک شخصیت را به یک سخنرانی طولانی در مورد هیچ چیز راه ندهد، موراکامی موفق نشد این را به عنوان مکالمه معمولی و قطعاتی که یک رادیو دی جی روی آن هوا کاملا ضروری بود کتاب مطمئنا احساس خستگی می کند - این یک نمونه خوب از سبک بیش از ماده است هر چند من نمی توانم کمک کند اما تحسین شیک! برای یک رمان بدون داستان، شخصیت های بزرگ، یا صحنه های خاطره انگیز و یا گفتگو، من نمی خوای دوست ندارم بشنوم آواز باد. نوشتن بسیار بهتر از انتظار شما برای رمان اول است و به سرعت به پایان می رسد - استعداد واضح است و شما می توانید ببینید که نویسنده تبدیل خواهد شد. این گفته می شود که واقعا فقط طرفداران بیشتری نسبت به خوانندگان گاه به گاه می گویند - با این کتاب، موراکامی به وضوح صدای خود را پیدا می کند و می داند چه چیزی می خواهد در مورد آنچه که همیشه بهترین است بنویسد محل برای هر کسی برای شروع. خوانندگان ناشناخته که مایل به درک محبوبیت موراکامی هستند، بهتر است برای بررسی تلاش های بعدی و اصلیتر و جذابتری که او را به واقعگرائی جادویی در داستانهای واقعی جایی برساند.

مشاهده لینک اصلی
جیمز متوجه شد که تنها دو کتاب موراکامی که من آنها را خواندم اینست که این یکی و پینبال، 1973 است. او این را یکی پس از دیگری گرفت، زیرا دیگر مانند نادر است و بنابراین گران است (این دو تا از اولین رمانهای موراکامی ترجمه شده اند اما اینجا منتشر نشده اند من فقط در ژاپن تصور می کنم، توسط Kodansha ناز) او ساخته شده من یک کپی از PINBALL. این درست است، او من را یکی کرد. او متن را از برخی از وب سایت طرفداران دریافت کرد، همه چیز را چاپ کرد، COLLATED آن گنگ و یا هر چیز دیگری، و سپس BOUND آن. به من بگویید این پسر دوستانه ترین در تاریخ TIME نیست. این کتاب دوست داشتنی، به هر حال، در حال حاضر که من انجام می شود raving.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب به آواز باد گوش بسپار


 کتاب نفر هفتم
 کتاب هرگز ترکم مکن
 کتاب کتابخانه عجیب
 کتاب جنگل نروژی
 کتاب بعد از زلزله
 کتاب غول مدفون